تبليغاتX
هیچکس تنهایی ام را حس نکرد
 

بازم عید

 عیدتون مبارک

 

یه روز از راه میرسه که غصه ها تموم بشه

 

روزامون آبیه آبی رنگ آسمون بشه

 

یه روزی کویر تشنه پر بشه از آسمون

 

یه روز چشمک بزنه به من ، به تو  ،رنگین کمون

 

یه روزی  تموم بشه غصه ی تلخ قصه مون

 

یه روزی شادی بشینه جای درد و غصه مون

 

یه کمی صبر و توکل ، قدری چاشنیه تحمل قدری ذکر ربنا ...

 

ای خدای آسمون میخوایم تحول حالنا

 

میدونم این کوه غصه  سنگینه رو پشتمون

 

اما سیلی ِ رو گونه وا نکرده مشتمون

 

بیا از صمیم دل راضی باشیم به آسمون

 

تو بمون کنار ِ من منم میشم یه سایه بون

 

بده دستت رو به دستم تا دیگه تنها نشیم

 

غافل از مهر و محبت ، غافل از خدا نشیم

 

 

 


 

نوشته شده توسط رویا در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 12:43 موضوع | لینک ثابت


نگاه کن مرا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

نگاه کن مرا ...

 

نگاه کن که به حرارت ستاره ای سوختم

 

وبه اشارتی آتش دل افروختم

 

با دل آمده بودم ، اما بی دل کجا روم؟؟؟

 

دل آویخته بر درگاهت و محتاجم نگاهت

 

مرا بخوان و از خود مران

 

جفا بود پیشه ام و کوهی از گناه در توشه ام

 

گفته هایت خواندم و مهرت بر دل نشاندم

 

"که بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را "

 

آب کن وجود پر گناهم را

 

و پذیرا باش ملتمسانه نگاهم را

 

تا رها شوم از اینهمه تملق

 

که ماه ، ماه میهمانی توست

 

گره از کار ِ دل بگشا که سخت بسته شده به دنیا

 

رهایم کن ... رها

 

تا سبکبال پر گشایم در حریم ملکوت

 

مدد رسان تا غبار از دل بشویم در ضیافتت

 

و پرواز کنم تا قرب تو

 

خدایا مرا مران و به خود بخوان که سخت محتاجم التفاتت را

 

دستم بگیر و عذرم پذیر

 

که گر برانی ام کسی را تاب تحمل چون منی نیست

 

ای دوست ...

 

ملتمسانه ، نگاهم بر آسمان است

 

تا دستی بیاید و از زمین به آسمانم کشد

 

خود یاری رسان دستهای پراز حاجت و تهی از عبادتم را

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



 

نوشته شده توسط رویا در دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 11:12 موضوع | لینک ثابت


شام غریبان ِ دل

 

درون کلبه ی تاریک و تارم ، برای شام غریبان ِ دل چراغ افروخته ام

 

مرثیه میسراید سوز دل و اشک چشم با هق هق هایم همراه

 

دستهایی حاجتمند رو به آسمان ... تهی از اجابت و لبریز از نیاز

 

کجاست قاضی الحاجات دل؟

 

دردِ قلب ِ شکسته امان از ایمانم بریده

 

می هراسم که این تتمه ی ناچیز هم از بین رود و من ...

 

بمانم با دستهایی تهی ، قلبی دردمند و توشه ای هیچ

 

دل بستم ... شکستند

 

عهد بستم ...از هم گسستند

 

پرگشودم ...بالهایم نیز بستند

 

با دستهایی پر از خداحافظی های نیمه کاره

 

میروم تا برای هر تکه ی شکسته ی قلبم

 

غزل ناتمام خداحافظی باز خوانم

 

 

 

تنها شادی ِ زندگی ِ من اینست

 

که نمیداند کس ، من چقدر غمگینم


 

نوشته شده توسط رویا در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 ساعت 1:1 موضوع | لینک ثابت


روز مادر

چه اوضاع درامی داره اینترنت امروز !!! همه چی و همه جا تنها بویی که به مشام میرسه بوی انتخاباته .

چه مصیبتی کشیدم تا فقط بگم " مادر روزت مبارک "

 میلاد بزرگ بانوی اسلام حضرت زهرا (ص) ،روز مادر و روز زن رو به دوستای خوبم بخصوص اونایی که این

 روز بنامشونه تبریک میگم


 

نوشته شده توسط رویا در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 ساعت 15:35 موضوع | لینک ثابت


خدایا کمکم کن بد جور دارم کم میارم !!!

 

 

خدایا دیگر بدون تو و بدون کمک تو نمیتوانم ادامه دهم

 

معبود من ! اگر مرا از درگهت برانی به که روی آورم؟

 

خدای من ! تو درد مرا می دانی ، تو مرا بهتر از من میشناسی

 

تو درمان  دردم را می دانی

 

خداوندا ! کمکم کن قبل از انکه فرصتهای خوب بودن و شاد زیستن را از دست بدهم

 

معبود من کمکم کن تا عاشق شوم و عاشق بمانم وبه هر چه غیر توست دل نبندم

 

خداوندا ! سعادت آخرت را در کنار شادی ِ دنیایم میخواهم و این را تنها از تو طلب می کنم

 

از تو که خدایی و بر هر امری توانا

 

الها مرا به خودت ، به سعادت ، به نیکبختی بخوان و از خود و درگهت مران که جز تو هیچم و هیچ ندارم

 


 

نوشته شده توسط رویا در یکشنبه دهم خرداد 1388 ساعت 12:13 موضوع | لینک ثابت